امروز که محتاج تو ام جای تو خالیست
فردا چو بیایی دگر از من اثری نیست...
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:48  توسط کانی
|
- دیروز روز سونوگرافی بود...و خوشبختانه دیدن حرکات این موجود کوچولو من رو به وجد آورد...مخصوصا حرکات قشنگ دستاش دل منو قلقلک میداد.یادم باشه قلبش ۱۵۴ تا میزد.دخترکم ۱۹۶ تا بود...
-امروز رفتیم و برای تولد دخترکم کادو خریدیم.یه دوچرخه همراه با کلاه و زانو و آرنج بند و باز هم مثل همه ی ذوق کردن هاش خونه مون پر شده از شادی.
-امروز هم از دکتز زنگ زدن جنس بچه رو گفتن.بعد از مدت ها انتظار تکلیفمون معلوم شد.
امروز همه چی خوبه.می خوام یادم بمونه...تا همه ش قر نزنم !!!
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 2:54  توسط کانی
|
دیگر نه با کلمات میتوان سخن گفت و نه با اشارات نظر !!
چه سکوت تلخی ...
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 1:26  توسط کانی
|
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
وز هیچکسی نیز دو گوشم نشنود
کین آمدن و رفتنم از بهر چه بود !!!
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 22:42  توسط کانی
|