سرگیجه...
سکوت...
اندوه....
هر چی نوشته های قبلیم رو زیر و رو میکنم آه و ناله س! از آه و ناله هم خسته شدم.
دلم میخواد یه شب آروم بخوابم و وقتی بیدار شدم دنیا اون جوری شده باشه که من میخوام.
... زنگ بزنه بگه من خوشبختم.
... زنگ بزنه بگه من خوشحالم.
... زنگ بزنه بگه زندگیم پر از عشق و شادیه.
... زنگ بزنه بگه من تنها نیستم.
... زنگ بزنه بگه فردا میرسم ٬ بیا فرودگاه دنبالم....
... و خودم شادمانه٬ شادی هامو با اونا تقسیم کنم...